اندیشه قصرشیرین : ما خیلی خسته ایم و دیگر رؤیاهای بزرگ نداریم. معجزه و شقالقمر نمیخواهیم.
حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی ، وضعیت معیشتی ، امنیت ، آزادی ، آرامش پایدار و چشم اندازی میآید که شهروندان از زمان آیندهی خود دارند.
نمیشود به آدمهایی که نگرانِ ارزش پول، امنیت و آینده هستند، توصیه کرد دخیل ببندید ، یوگا کنید، کمتر شرح بهروز ببینید و نگاهتان به نیمۀ پر لیوان باشد.
جنگ ، گذشته از تهدیدِ موشک و انفجار ، انبوه ترسها و نگرانیهایی است که به خانهها نفوذ میکند؛ مردم برخلاف خواستۀ نمایندگانِ چند درصدی و جناح تندرو به بزنبزن و «جنگ تا روز قیامت» نیازی ندارند.
اقتصادِ بیثبات بر همهچیز اثر میگذارد؛ بزرگترین دستاورد اقتصادی این است که بدانیم پولی در جیب داریم که چند روز دیگر بیارزشتر از در زمان حاضر نیست.
یکی از نشانههای خستگی اجتماعی، کوتاهشدنِ افقِ زندگی است؛ دستوپای جامعه بسته است و زمانی حالش بهتر میشود که آینده دوباره قابل تصور باشد.
جامعه فقط از جنگِ خارجی خسته نیست؛ از جنگِ دائمی در داخل هم خسته است؛ از اینکه هر اختلافنظر به دشمنی تبدیل شود ، هر منتقدی متهم باشد و هر عقبنشینی از موضع سیاسی، خیانت تلقی شود.
آزادی در زندگی مردم مفهوم سادهای دارد؛ اینکه بتوانی خودت باشی، آنطور که میخواهی لباس بپوشی، موسیقی دلخواهت را گوش کنی ، کتاب بخوانی ، حرف بزنی ، بدون اینکه مدام نگران باشی انتخاب شخصیات تو را با دردسر مواجه کند.
هیچ چیز به اندازۀ بیاعتمادی جامعه را به ستوه نمیآورد؛ اعتماد با شعار برنمیگردد ، با صداقتو بازدهِ مسئولانه برمیگردد.
توان اقتصادی به افراد جامعه کرامت میبخشد؛ زندگی فقط زندهماندن نیست ، جامعهای که شهروندانش مجبور باشند بین نیازهای اساسیشان یکی را انتخاب کنند ، دیر یا زود دچار فرسودگی اجتماعی میشود.
برچسب:
نویسنده: کیان اسدیپور